سرخط خبرها

 عباس رستمی: علت نیامدن من خستگی یا ناامیدی نیست

بیرم کهن: به مناسبت نهم اردیبهشت روز شوراها، گفتگویی با آقای عباس رستمی عضو شورای شهر بیرم انجام شد که در ادامه می خوانید.

*آقای عباس رستمی شما نماینده ی مردم در دوره ی چهارم شورای اسلامی شهر بودید به عنوان اولین سوال هدف شما از ورود به شورای شهر چه بود؟
با توجه به حدیث «من سعاده المرء السعی فی اصلاح الجمهور» توفیقی نصیب ما شد و سعادتی بود با اعتماد مردم شریف بیرم به بنده، افتخار نمایندگی آنان را در دوره چهارم شورای اسلامی شهر را داشته باشم. از آنجا که شهر ، جامعه و منطقه ی ما نیاز به اصلاحات و اقدامات و برنامه هایی دارد فکر کردم می توانم در این زمینه کمک کنم، به عرصه وارد شدم.
از مهمترین اشکالات منطقه ‌ی ما بی برنامگی است یعنی هنوز برنامه ای تنظیم و اهداف مشخص و مدون نشده که در کجا قرار داریم و در چشم انداز به کجا می‌خواهیم برویم، متأسفانه به دلیل بی‌برنامگی عقب مانده ایم.
*آیا این برنامه را فقط شورا باید مدون کند؟
نه، این برنامه ای کلان در سطح بخش است که باید بنشینند و این چنین برنامه ای را تنظیم کنند، حداقل دو دهه از این موضوع غفلت شده و تنظیم برنامه عقب افتاده و کاری انجام نشده است؛ یکی از اهداف اصلی بنده از حضور در این دوره از شورای شهر همین بود که این برنامه تنظیم بشود ولی متاسفانه تا امروز این امر محقق نشده و اتفاق نیفتاده است.
چون عزمی برای این کار در مسوولین دیده نشده بود، همایشی هم با این عنوان با حضور نخبگان جامعه در سال ۹۳ گرفته شد و افرادی هم سخنرانی کردند، اما متاسفانه کار ابتر ماند و ادامه پیدا نکرد. علی رغم این که بنده جلساتی را با بعضی از نخبگان داشتم و در چندین جلسه به منظور ایده یابی و شناسایی ظرفیت ها و نیازهای جامعه با افراد صحبت شد و در موضوعاتی یک سری ایده یابی هایی صورت گرفت، اما تاکنون در همین مرحله مانده است. امیدواریم که این موضوع مهم مورد توجه قرار بگیرد تا برنامه ای تنظیم بشود و مدیریت بخش به صورت هدفمند برای رفع مشکلات و موانع به کارش ادامه دهد.
*آیا فکر نمی کنید که عدم تدوین برنامه بیشتر به این موضوع بر می گردد که تخصص لازم برای نوشتن برنامه‌ی استراتژیک و راهبردی مدیریت منطقه، در بخش وجود ندارد؟
بله، ما نگفتیم که خودمان برنامه را تنظیم می کنیم، ما گفتیم ایده یابی کنیم، ظرفیت ها و مشکلات را شناسایی کنیم؛ بعد از آن، افرادی که تخصص دارند در ادامه ی کار در تدوین برنامه با مواد اولیه‌ای که ما در اختیار آنها قرار می دهیم برنامه نویسی کلان منطقه ای را انجام دهند و با توجه به ظرفیت ها و مشکلات، حتی خطرهایی که ممکن است نسبت به آینده‌ی بخش وجود داشته باشد، پیش بینی های لازم انجام شود تا در این مورد چشم اندازی برای موضوعات مختلف اعم از عمرانی، سیاسی، اجتماعی و مدیریت شهری و… ترسیم شود.
* بسیار خوب، شما با این ایده های خوب پا به عرصه گذاشتید و وارد شورا شدید، اما این اهداف محقق نشده است و به نوعی شورا هم برای شما تمام شد چون بحث کناره گیری و استعفای شما شنیده می شود و این مساله در افکار عمومی مطرح است که در شورا تشتت آرا دیده می شود، راجع به این موارد چه می گویید؟
شورا که هنوز ادامه دارد و تا شهریور به کار خود ادامه می دهد و شورای پنجم از شهریور ماه به بعد تشکیل می شود و امور را در دست خواهد گرفت. درباره‌ی تشتتی که گفتید عرض کنم من وجود تشتت آرا را نمی پذیرم و معتقد نیستم که تشتت آرا وجود دارد، نه؛ اتفاقا مشکل این است که آرایی وجود ندارد یعنی ایده و نظری وجود ندارد که دچار تشتت شود. به خاطر همین نبود برنامه و افرادی هم که حضور پیدا می کنند نه ایده آلی به مسایل نگاه می کنند و نه واقعیت های جامعه را دقیق شناسایی کرده اند و نیامده اند آسیب ها را شناسایی کنند و بر اساس این موارد و آسیب هایی که در جامعه وجود دارد بیایند آرایی را بر اساس آسیب شناسی مدون شده ارائه بدهند، من این را ندیدم و متأسفانه در منطقه‌ی ما این فرهنگ به وجود نیامده که مثلا بنشینیم ایده یابی بکنیم در یک اتاق فکر یا جایی شبیه آن؛ جای خاصی هم نمی خواهد، اصلا می شود در همان شورای اداری هم مطرح کرد که متاسفانه شورای اداری منسجمی هم نداشتیم، نیازی به اتاق فکر آنچنانی هم نیست، آن اتاق فکر می تواند کمک کند به مسئولین و مدیریت اجرایی بخش ولی این مشکل وجود دارد که تا حالا در خودِ مدیریت بخش این به اصطلاح عزم وجود نداشته است.
* این که شما می گویید تشتت رأیی وجود نداشته …
نه، تشتتی نیست من می خواستم این را بگویم که این تشتت نیست، این نوعی روزمرگی را می رساند و علاوه بر این روزمرگی هدفی تعیین نشده که بخواهد آرایی وجود داشته باشد. در مسایل کلان و مسایل عمرانی و شهری در سطح بخش اختلافی وجود نداشت اما مسایلی که مورد نارضایتی بنده بود در عملکرد شورا یکی این بود که اگر ما یک سری برنامه ها و کارهایی انجام می دادیم می توانست در پیگیری و حل مشکلات سطح بخش کمک بیشتری کند یعنی اگر این کارها اتفاق می افتاد هم می توانست کل بخش بهره ببرد هم شهر، و می توانست مشکلات را زودتر و بهتر مرتفع کند به عنوان مثال قرار بود ما با شورای بخش به صورت ماهانه نشست داشته باشیم ، یکی دو نشست هم داشتیم اما به دلایلی این نشست ها برای بعضی از مسئولین رضایت بخش نبود حالا به چه علتی؟ نمی دانم، طوری رفتار کردند که این جلسات ادامه نداشته باشد و این جلسات که می توانست در سطح بخش به وجود بیاید بین نمایندگان مردم ابتر ماند و نگذاشتند ادامه پیدا کند. یکی از مسائل عمده ای که باعث اختلاف شد و در سطح بخش دو قطبی ایجاد کرد همین مسأله بود؛ قبلا هم در مطلبی که در سایت بیرم کهن هم منتشر شد اشاره کردم که بعضی از مسؤولین کلان بخش نمایندگان مردم را به دو دسته‌ی محرم و نامحرم تقسیم کردند در سطح بخش و سطح شهر، این اقدام باعث شده بود که اختلاف سلیقه ای به وجود بیاید و کم کم دامن زده شود. متاسفانه این مسأله داشت روز به روز بزرگتر و باعث می شد که به آن عزم که لازم بود همه‌ی مسؤولین در پیگیری مسایل داشته باشند خدشه وارد می کرد، این مسأله را به بعضی مسئولین در سطح بخش و حتی مسئولین تصمیم گیر در شهرستان هم منتقل کرده بودیم، متأسفانه این مسأله هنوز هم ادامه دارد و لازم است آن افرادی که دارند این مسایل را دامن می زنند به مردم شناسانده بشوند چون ممکن است در آینده نیز خساراتی را برای بخش به وجود بیاورند.
* شوراها نماینده مردمند و با رأی مستقیم مردم انتخاب می شوند، به نظر می آید که نباید این قدر تحت تأثیر مدیریت اجرایی بخش قرار بگیرند ، شما این تأثیر پذیری را که موجب شد هم اندیشی ها ادامه پیدا نکند، ناشی از کم کاری و قصور شورای شهر میدانید یا شورای بخش و یا هر دو را به نوعی دخیل می دانید؟
اتفاقا یکی از مسائلی که بنده پیش بینی می کردم همین اتفاقات بود و به این دلیل در یکی از جلسات اولیه‌ی شورا به همکاران گفتم که ما نماینده ی مردم هستیم و باید طوری رفتار کنیم (حتی در نشستنمان در مجالس طوری بنشینیم که بین مردم و مسئولین قرار بگیریم) یعنی ما زبان گویای مردم باشیم و مشکلات آنها را از مسئولین مطالبه کنیم، طوری رفتار نکنیم که ما به عنوان نماینده‌ی مردم تبدیل بشویم به یک مسؤول مثل مسئولان دیگر، این را من در جلسات اولیه به همکاران یادآوری کردم ولی متأسفانه این خواسته برآورده نشد و بعضی از نماینده ها از مسئولین هم مسئول تر شدند، یعنی آن قدر با مردم فاصله گرفتند و خود را از حد یک مسئول هم بالاتر دیدند. چون اگر کسی در شورا رفتارهایی داشته باشد کسی نیست که از او بازخواست کند، هر مسئولی یک مافوق دارد و به مافوق خود پاسخ گوست، اما در شورا مافوقی وجود ندارد که مواخذه کند، و این آزادی برای بعضی ها وجود داشت که بیش از حد شاید مسئول بشوند تا نماینده ی مردم و مطالبه گر.
* برداشت ما از صحبت های شما این است که یکی از شوراها ( بخش یا شهر) ظاهرا نتوانسته است با قضیه کنار بیاید که جلسات را ادامه بدهد؛ آیا این درست است؟
بله از درون شورای شهر بود، همان گونه که قبلا اشاره کردم از بیرون شورا این مساله دامن زده شد و متاسفانه درون شورای شهر هم تحت تاثیر افراد بیرونی این جلسات را ادامه ندادند.
* خوب این ما را به یک مساله ی دیگر می رساند، همانگونه که عرض کردم از آن جایی که شورا منتخب و نماینده ی مردم است، باید مستقل باشد. در داخل شورا آیا فکر اعضا متعلق و متکی به خودشان بود یا از گروه، فردی خاص یا از اعضای دیگر شورا تأثیر می پذیرفتند؟
بله، کسی که نماینده مردم می شود باید توانمندی داشته باشد که بتواند در مواجهه با مسایل استقلال خودش را حفظ کند و به اصطلاح بتواند از آن چیزی که مردم می خواهند و مصلحت مردم و جامعه است دفاع کند و این یکی از شروط مهم برای ورود به شوراست من احساس می کردم که در برخی موارد واقعا این توانمندی وجود نداشت و بعضی از اعضا آن توانایی لازم را نداشتند که بتوانند استقلال خود را حفظ کنند و این باعث شد که استقلال خود را از دست بدهند و تحت تأثیر فردی خاص قرار بگیرند، نمونه هایی هم وجود داشته است .مثلا بحث خانه‌ی فرهنگ که برای مدتی تعطیل شد و صرفا سلیقه ای در این مورد عمل شد، ما در این قضیه آن مطالبه ای که مردم داشتند را دنبال کردیم ولی متأسفانه تعدادی از همکاران با توجه به این که تحت تأثیر فردی خاص در شورا بودند و با آن شخص هم بنای برخورد با این مرکز داشت هماهنگی کردند و با اقداماتی که بیرون از شورا صورت گرفت همراه شدند که منجر به تعطیلی خانه فرهنگ شد و باعث شد که یک مرکزی که می توانست کارهای فرهنگی خوبی انجام دهد را از دست بدهیم و حالا دنبال این هستند که با توجه به دیداری که با دکتر مریدی مدیر کل ارشاد استان داشتیم و ایشان گفتند که برای راه اندازی مجدد مکان و فردی را برای این کار مشخص و معرفی کنید ، متأسفانه امروزه هم شاهدیم که تک روی هایی در این موضوع انجام می شود که اگر لازم باشد در آینده به اطلاع مردم خواهم رساند.
* در شورا چه اقداماتی به شما محول شده بود؟ اگر ممکن است به مردم گزارشی ارایه دهید.
علاوه بر پیگیری در حوزه های راه، شهرک صنعتی و پارک جنگلی از حوزه های مهم فرهنگی می توان به حمایت مالی از تیم باستان شناسی از سوی شورا و ارتباط بنده با این تیم متشکل از کارشناسان ایرانی و خارجی بوده است که با سرپرستی و همکاری صمیمانه کارشناس و جوان توانمند منطقه آقای احمد سرخوش بوده است که با پژوهش های صورت گرفته نتایج بسیار خوبی به دست آمده و با کارها ی علمی در این حوزه شاهد نگارش پایان نامه و مقالاتی در نشریات داخلی و خارجی بوده ایم که جایگاه باستانی ما را به طور چشمگیری افزایش داده است. فعالیت انجمن ادبی در حوزه ادبیات و شناخته شدن این انجمن در منطقه و فراتر از آن با شناسایی استعدادها و خلق آثار از دیگر فعالیت های مطرح است. همکاری با عزیزان در سرای فرهنگ آقای دلاور و خانم های جلالی و دیگر عزیزان که مظلوم هم واقع شده اند از دیگر سیاست های بنده در حوزه ی فرهنگ و رسانه بوده است که امروزه سایت خبری و نشریه با تلاش این عزیزان از افتخارات منطقه و فراتر از آن است. تبدیل آب انبار تاریخی ملا شرفا مشهور به حاجی به یک محیط فرهنگی از دیگر کارهایی است که با همکاری شورا و شهرداری و پیگیری شهروند پر تلاش آقای محمود ملک پور صورت گرفته است. در این قسمت لازم است از زحمات آقای محمود ملک پور به عنوان شهروند نمونه در این کار بزرگ مراتب سپاس به عمل آورد.
* در گروه های مجازی خبری شنیده شد که شما تصمیم گرفته اید که احتمالا استعفا بدهید و این را مطمئنیم که برای دوره ی پنجم شورا کاندیدا نشده اید. چرا الان؟ اگر فکر می کردید که شورا کارایی ندارد، در همان ماه ها یا سال های اول شاید می شد فهمید، چرا آن زمان برای استعفا اقدام نکردید و سه ماه مانده به انتخابات این مساله مطرح شد؟ این را هم بگویم که بعضی از افراد استعفای شما را نوعی تاکتیک برای رای آوری دوره ی پنجم شورا می پنداشتند که از آن جایی که شما کاندیدای این دوره نشدید، این صحبت کاملا منتفی می شود. پاسخ شما در این باره چیست؟
بله؛ همان طور که قبلا هم در صحبت هایم با بعضی از مردم و مسئولین و افرادی که سوال می کردند، گفته ام، یک نوع نارضایتی نسبت به عملکرد دوستان در شورای شهر وجود داشت که بعضی از دلایل در سوالات قبل گفته شد و بعضی مطالب هم جزیی تر است که الان می توانم به آن اشاره کنم. این نارضایتی از روزهای اول وجود داشت. از همان اوایل مشاهده شد که آن توقع و انتظاری که بنده داشتم که شورا بتواند مطالبات مردم را دنبال و مرتفع کند به کندی پیش می رود و مطابق انتظار نیست. نه قبل از انتخابات و ماه های اخیر و پایانی، از سال اول یا بهتر بگویم سال دوم، اعتراضاتم را در شورا به صورت شفاهی با بعضی از دوستان مطرح کردم و در همان لحظه هم با بعضی از افراد خاص جامعه و بعضی مسئولیت تصمیم گیر این مطالب را عنوان می کردم که مثلا من این مشکلات را در شورا می بینم. البته نمی خواهم سیاه نمایی بکنم، شاید بنده انتظاراتم بیشتر بود، چون این شورا نسبت به شوراهای قبل، اگر فکر کنیم، اقدامات عمرانی کمتری نداشته که بخواهد این گونه زیر سوال برود. اما با توجه به این که این امکان و ظرفیت وجود داشت که بتوانیم کارهای بیشتری انجام بدهیم، نوعی کم کاری را در شورا احساس می کردم و نسبت به مساله منتقد بودم. من از همان سال دوم یعنی در تاریخ ۹۴/۴/۴ استعفایم که نوعی اعتراض به عملکرد مدیریت شورا بود را به صورت مکتوب به رییس شورا تحویل دادم که می شود تقریبا سال دوم شورا.
* موافقت نشد؟
متاسفانه ایشان متن استعفا را بایگانی کرد و حتی به همکاران ما در شورا هم نرساند؛ اما در سال ۹۴ که قرار بود هیات رییسه ی سال سوم انتخاب شود، در آن جا به همکاران اعلام کردم که استعفایم را از نایب رییسی شورا دو سه ماه پیش داده ام و دیگر قصد ندارم که نایب رییس شورا شوم؛ اگر چه آن ها اصرار داشتند که بنده به عنوان نایب رییس شورا بمانم، ولی خودم در اعتراض به عملکرد مدیریت در شورا این کار را انجام دادم. من اقدامات و مکتوبات دیگری هم دارم که نمایان گر دلیل اعتراضاتم در شوراست؛ اگر بخواهم جزیی تر بگویم مثلا در عملکرد خود شورا عدم پاسخ گویی به مکاتبات و مطالبات مردم بوده است؛ یعنی مردم نامه هایی را به شورا ارسال می کردند که متاسفانه به دلیل عدم برنامه ی زمان بندی برای جلسات این مکاتبات و مطالبات پاسخ داده نشد. بعضی از آن ها حتی به صورت فردی به ما مراجعه می کردند و ابراز می کردند که چرا مکاتبات آن ها پیگیری و پاسخ داده نمی شود. یکی دیگر از موارد اعتراض من این بود که چرا برنامه ای برای برگزاری منظم جلسات نداشته و نداریم. از دیگر مشکلات، نداشتن مکان مناسب برای دفتر شورا بود. منظور از مکان مناسب، مکانی ست که روال قانونی برای اجاره ی آن انجام گرفته شده باشد؛ چون از این لحاظ هم زیر سوال بودیم؛ هم از جانب آموزش و پرورش، چون از مکانی در آموزش و پرورش استفاده می شد، و هم از بیرون که افرادی به ما ایراد می گرفتند که چرا شورا مکان مستقلی ندارد و مکان کاری و اداری رییس شورا و دفتر شورا یکی شده است. نگرانی های زیادی در این زمینه وجود داشت و یکی از اعتراضات ما نیز همین بود، ولی متاسفانه محقق نشد. حتی در حال حاضر هم دفتر شورا در محلی (کتابخانه عمومی در حال ساخت حقانی) غیر قانونی قرار دارد که این اقدام در شان شورا و نمایندگان مردم نیست. مورد دیگری هم که وجود داشت، مساله ی عدم شفافیت در مسایل مالی شورا بود که باز من شفاهی از رییس شورا خواستم که گزارشی را به اعضای شورا ارایه بدهد و هم سه درصد سهم شورا را مشخص کند. متاسفانه علی رغم درخواست شفاهی به این خواسته توجهی نشد و مجبور شدم در سال ۹۵ دو نامه ی کتبی مبنی بر همین درخواست بنویسم که متاسفانه تابه حال توجهی صورت نگرفته است و تا همین الان که دارم صحبت می کنم، حتی یک ریال از بودجه ی شورا برای من مشخص نیست که چگونه واریز و هزینه شده است.

*هزینه کرد بودجه ی شورا بر اساس امضا است؟

بله؛ بر اساس امضای رییس شورا و خزانه دار.
* خزانه دار شورا از شهرداری است یا از خود اعضای شورا؟
نه. خزانه دار شورا از خود اعضا انتخاب می شود. آقای شکسته خزانه دار این دوره بودند.
* یکی از مسایلی که در این دوره خیلی واکنش برانگیز بود، شهرداری و انتخاب شهردار بود. اولا که چند ماه گذشت و شهرداری با سرپرستی اداره می شد و تا بعد از هفت ماه…
نه این طور نبود. طبق دستورالعملی که وجود دارد، شورای شهر موظف است که یک ماه پس از تشکیل، شهردار را معرفی کند. در ابتدا با استعفای شهردار قبلی موافقت و شهردار جدید را به استانداری معرفی نماید. این اقدام باید حتما در آن بازه ی زمانی معین شده باشد. در ارتباط با این دو قضیه می توانم بحث را در دو قسمت ادامه دهم. یکی این که ما از نظر طی مراحل قانونی، کارمان را دقیق انجام دادیم  و حتی به مردم هم اطلاع رسانی کردیم که اگر کسی خواهان انجام خدمت به عنوان شهردار است، خود و رزومه ی خود را به ما اعلام کند. پس از این که آگهی این درخواست را زدیم، هفت نفر مراجعه و اعلام آمادگی کردند. ما رزومه ی کاری این هفت نفر را گرفتیم و نشست های گاهی حتی ۴ ساعته با این افراد برگزار کردیم. پس از جمع بندی و مطالعه ی رزومه ی کاری این افراد که همگی غیر بومی بودند (و یکی از ایرادات به نخبگان این بود که که چرا ما حتی یک فرد بیرمی در بین این افراد نداشتیم و یک نفر بیرمی خود را به شورا عرضه نکرد) شهردار مورد نظر را انتخاب کردیم. سپس اقای محسنی را با توجه به جمیع جهاتی که بررسی شد، صالح تر تشخیص دادیم و ایشان را انتخاب کردیم. تا این جا هیچ ایرادی بر کار ما وارد نبود. اما مشکل بعد از این شروع شد. زمانی که ما آقای محسنی را به استانداری معرفی کردیم، به مدت شش ماه از سوی استانداری جوابیه ای مبنی بر تایید یا عدم تایید صلاحیت ایشان برای به کارگیری در شهرداری بیرم دریافت نکردیم. این مشکلی بود که در استانداری آن زمان وجود داشت و دلیل آن را نمی دانم که چرا با این تعویق چند ماهه، نتیجه را اعلام کردند. ایراد بعدی این بود که به نظر من می بایست نظارت کامل بر شهردار صورت می گرفت و گزارش های یک ماهه و شش ماهه از ایشان گرفته می شد. این موضوع هم طبق زمان بندی پیش نرفت و موجب رخ دادن اتفاقاتی در شهرداری شد که نارضایتی مردم را در پی داشت. بنده نیز از این شرایط ناراضی بودم و بارها اعلام کردم که باید شهرداری گزارش عملکرد خود را طبق بودجه ی سالانه ای که در اختیار دارد، به مردم و شورا ارایه دهد. ولی متاسفانه اتفاقاتی افتاد که این خواسته ی مردم برآورده نشد.
*درباره ی نحوه ی انتخاب شهردار توضیح دادید و معتقدید که کاملا قانونی بوده است. آیا نظارتتان بر شهرداری هم دقیقا طبق برنامه هایتان بود؟
ما ناچار بودیم از بین داوطلبین انتخاب کنیم و ایشان نسبت به بقیه تجربه ی بیشتری داشت و سابقه و تجربه کارشناس شهرداری لامرد در رزومه ایشان بود. درست است که رشته ی ایشان سازه های دریایی بود، اما می توان گفت که تقریبا مرتبط بود. ایشان کارشناس مسایل ساختمانی در دادگستری لامرد هم بود و با مسایل حقوقی در این زمینه آشنایی کامل داشت. به همین دلایل، ایشان انتخاب و مشغول به کار شد. اما درباره ی بحث نظارت، قبول دارم که آن طور که باید و شاید، این نظارت انجام نشد. در این کار، شورا را تا حدودی مقصر می دانم و علتش هم این بود که بعضی از اعضای شورا بیش از حد با ایشان رفیق شدند. البته رفاقت به خودی خود مشکل نیست و اگر نظارت در عین رفاقت باشد، اشکالی ندارد. اما این رفاقت آن قدر زیاد شد که باعث شد نظارت با رودربایستی همراه شود. در یک برهه ی زمانی، همین مسایل (عدم نظارت ما) باعث شد که بدهی هایی که البته برای شهرداری ها تا حدودی طبیعی است پیش بیاید. معمولا در همه ی شهرداری ها به این میزان بدهی وجود دارد، ولی من نسبت به سامان دهی بدهی ها اعتراض داشتم. می شد این بدهی ها را سامان دهی و اولویت بندی کرد و هزینه ها در جاهای مهم تری انجام می گرفت. اگرچه ۶۰۰-۷۰۰ میلیون تومان از این بدهی ها به تملک دارایی ها مربوط می شد که به شورای شهر و شهردار قبلی ارتباط داشت. این بدهی ها مربوط به زمین ها و خانه هایی بود که در طرح برش قرار گرفته بود و شهرداری تعهد کرده بود که هزینه هایی بابت آن ها پرداخت کند، اما پرداختی صورت نگرفته بود. در این دوره هزینه هایی بابت آن تعهدها پرداخت شد. ممکن است که یک سری هزینه های غیر ضروری نیز انجام شده باشد؛ مثلا بحث های تشریفاتی یا پذیرایی هایی که انجام شده بود یا بدهی هایی که شهرداری به مغازه ها داشت. البته یکی از عوامل بدهی ها در این دوره، مخصوصا در سال ۹۴-۹۵، عدم تامین تعهدات دولت به شهرداری ها بود و شهرداری به این امید که پرداخت های دولتی در آینده محقق می شود، بدهی هایی داشت که نتوانست پرداخت کند.
* می توانید مبلغ بدهی ها را اعلام کنید؟
طبق گزارشی که چند ماه پیش شهرداری ارایه داد، یک میلیارد و هفتصد- هشتصد میلیون تومان.
*شما می فرمایید که تعهدات دولت تامین نشد. شهردار حدود سه سال مسوولیت داشتند. اگر در سال اول تعهدات دولت تامین نشد، چرا در سال دوم و سوم روند بدهی ها افزایشی شد؟ وضعیت بقیه ی شهرداری های کشور هم به همین شکل بود؟ آیا این بهانه ی مناسبی برای توجیه بدهی هاست؟
بیرم از لحاظ درآمدزایی برای شهرداری، نسبتا ضعیف است. ولی بودجه ای که ما مصوب می کردیم و سالانه حدود دو میلیارد تومان بود، تقریبا محقق می شد. بخش اعظم بدهی های شهرداری مربوط بهپیمان کار آسفالت بود که باز از گذشته طلب هایی داشت که در این دوره ادامه پیدا کرده بود. هم چنین آسفالت های جدید که بیشتر از دوره های قبل بود بر آن افزوده شد. البته سطح آسفالتی که در این دوره انجام شد، چندین برابر دوره های قبل بوده است که گزارش آن با نصب بنر اطلاع رسانی شد؛ ولی بعضی از مصالح مثل قیر به صورت رایگان داده شد. البته الان هم با قیر رایگانی که قرار است به شهرداری تعلق بگیرد، قصد داریم که دو خیابان و کوچه را آسفالت کنیم. منظور از قیر رایگان، ۴۰ درصد از هزینه ی آسفالت است و ۶۰ درصد مابقی را باید شهرداری پرداخت می کرد. قیر رایگان با قرارداد به کارخانه داده می شد و هزینه ی حمل و آماده سازی آن به عهده ی شهرداری بود.
* همان گونه که گفتید، این وضعیت برای همه ی شهرداری ها بود، آیا همه ی شهرداری ها به این میزان بدهی به بار آورده اند؟ در ضمن شما زمین های بسیاری را در اطراف بیرم تفکیک کرده اید. آیا این تفکیک ها و فروش زمین ها نمی توانست هزینه ی شهرداری را تامین کند؟
تفکیک زمین های اطراف بیرم زیاد نبود. ما ناچار بودیم به دلیل وجود بدهی ها، با تفکیک و فروش بخشی از این زمین ها موافقت کنیم تا بدهی های شهرداری را پرداخت نماییم. همان طور که گفتم عدم پرداخت تعهدات دولت، مساله ای بود که ما را ناچار تصویب چند مصوبه ی فروش کرد. هم چنین تامین بودجه ی خرید بعضی ادوات و ماشین آلات جدید برای شهرداری، مثل گریدر، کامیون ده تُن و یکی دو وسیله ی دیگر همچنین بدهی به بعضی اشخاص.
* بسیار خوب. می رسیم به استعفای ناگهانی شهردار. در سال گذشته بنرهای تشکر از شهردار را در سطح شهر می دیدیم؛ اما ناگهان یک پیام چند سطری در فضای مجازی پخش شد، مبنی بر این که شهردار متن خداحافظی اش را نوشته است.
بنده از همان ابتدا با زدن بنر و تقدیر بدین شکل موافق نبودم. اگر چه تشکر کردن از کسی که برای مردم کاری انجام می دهد، یک سنت حسنه است، ولی نحوه ی تقدیر و تشکرها متفاوت است. اگر مبالغه بشود، بدین معناست که ما سطح توقعاتمان را پایین آورده ایم. هم چنین این ممکن است انگیزه ای را که یک شهردار برای فعالیت در سطح شهر دارد، پایین بیاورد. شاید فرد در ابتدا انگیزه های بیشتری داشته باشد، اما با این گونه تقدیر و تشکر، انگیزه های او را کاهش می دهیم. شاید هم یکی از عوامل همین بوده و لازم است که مردم حواسشان را جمع کنند و رقابت در تقدیر و تشکر نداشته باشند. و اما استعفا؛ همان طور که گفتم، نظارتی که باید صورت می گرفت، به خاطر همان رفاقت ها که گفتم، انجام نشد. به نظر من اختلاف سلیقه به یک  باره جای آن رفاقت را گرفت و به دلایلی که هنوز هم برای من مبهم است، شهردار استعفا داد. من فکر می کنم که همان رفاقت های غیر معمول با یک اختلاف سلیقه ی غیر معمول منجر به استعفای ناگهانی شهردار شد، وگرنه مسایلی که در استعفانامه مطرح شده بود، مربوط به سال های قبل و اوایل شهردار شدن ایشان بود و اگر آن مسایل مبنا قرار می گرفت، آقای محسنی می بایست مدت ها قبل استعفا می داد. یا او نمی پذیرفت که شهردار بیرم شود، یا ما تجدید نظر می کردیم. اگر هم از نظر اقای محسنی، این مسایل که در استعفانامه مطرح کرده اند، هنوز پابرجا بود، ما باید در همان اوایل با برخورد جدی، مسایل را برای ایشان روشن می کردیم که کار به این جا نرسد. من فکر می کنم که اختلاف سلیقه بین ریاست شورا و شهردار باعث این استعفا شد.
* اگر بین رییس شورا و آقای محسنی اختلاف سلیقه ای پیش آمد، چرا شورا به این سرعت و بدون مشخص شدن قضایا با استعفای ایشان موافقت کرد؟
من تنها کسی بودم که نسبت به این استعفا حرف داشتم. متاسفانه بقیه ی همکاران در شورا، زمانی که دیدند رییس شورا مصمم به برخورد با شهردار است، به راحتی حرف او را پذیرفتند و با این استعفا موافقت کردند در صورتی که باید به سوالات و مطالبات پاسخ داده می شد و بعدا با استعفا موافقت صورت می گرفت که بنده در جلسه شورا این مطلب را عنوان کردم.
* سوالی که برای ما و گروهی از مردم مطرح است این است که چرا شما کاندیدای دوره ی بعد نشدید؟ آیا فکر نمی کردید که برای دوره ی بعد وضعیت این چنین نباشد یا امید به بهبود نداشتید؟
من از روزی که در دوره ی چهارم کاندیدا شدم، ایده هایی مد نظرم بود که می دانستم جزو مطالبات اساسی مردم است. از جمله خروج از بن بست در حوزه ی راه، توجه به انتقال اشتغال از کشاورزی به سمت صنعت با توجه به بحران آب و مسایل کلان دیگری که به صورت مکتوب در تبلیغات  به عنوان مطالبات مردم در تبلیغات اولیه ی کاندیداتوری مطرح کردم؛ مسایلی که شاید در آن زمان فقط یک ایده بود و باور نمی شد، به مرور زمان نهادینه و باور شد. از جمله ی مهم ترین مسایل، بحث خروج بیرم از بن بست بود. در زمینه ی راه که امروز الحمدلله کارها خوب پیش رفت تبدیل به باور شد و از مسئولین مطالبه شد و مسئولین نیز این مطالبه را پذیرفته اند و اقداماتی انجام شده مثلا مطالعات آن کار انجام و طرح آن نیز نوشته شده است؛ در زمینه ی مثلا شهرک صنعتی ما حدودا دو میلیارد تومان در سال ۹۳_۹۴ اعتبار جذب کردیم.
* یعنی در همین دولت آقای روحانی ؟
بله در همین زمان با همکاری نماینده محترم آقای جعفرپور این کار انجام گرفت یعنی هم شبکه‌ی انتقال آب، هم شبکه ی داخلی، زیرسازی و لبه گذاری خیابان های شهرک که حدود دو میلیارد تومان اعتبار صرف شد؛ این کار می توانست ادامه داشته باشد و دو میلیارد دیگر، یک میلیارد تومان برای جاده ی دسترسی و یک میلیارد برای خط انتقال و نصب تابلوی که تابلوی شهرک صنعتی بیرم آماده است، ولی به دلیل این که مسؤولین ما نتوانسته اند پنج پایه ی برق را در مسیر بیرم کمال آباد جا به جا کنند، این کار انجام نشده است؛ ما باید تا امروز در شهرک صنعتی چهار میلیارد جذب و هزینه کرده باشیم که به خاطر همین پایه های برق دو میلیارد آن معوق مانده و ممکن است که از دست برود؛ مورد دیگر بحث احداث پارک جنگلی که در مسیر بیرم به روستاها قرار دارد و صد میلیون تومان بودجه برای آن جذب شده است . تعدادی از خیرین نیز در این امر همکاری کردند و احداث پارک همچنان در دست اقدام است، این پارک می تواند هم برای مردم شهر بیرم و هم برای روستاها قابل استفاده باشد و از این دست اقدامات دیگری که صورت گرفته است.
در کارهایی که بنده بعضی مواقع به تنهایی و یا با همکاری شورا و مسئولین دیگر پیش بردم نتیجه خوبی گرفتم ولی از سیستم مدیریتی رضایت نداشتم چون این سیستم مطالبات مردم را برآورده نمی کرد و من به دنبال محقق کردن مطالبات مردم بودم، می دانستم که این سیستم به این شکل و بدون برنامه ریزی کارایی ندارد و شاید بتوانم با عدم حضورم در شورا با انعکاس خواسته های مردم کمک بیشتری کنم.
علت نیامدن من خستگی یا ناامیدی نبوده است، تنها یک حرکت بود که بعد از چهار سال کار کردن ترجیح می دهم در زمینه ای دیگر فعالیت کنم و مردم را نسبت به سیستم مدیریتی بخش آگاه کنم، سیستمی که برای محقق شدن اهدافش احتیاج به حرکت تیمی و گروهی دارد نه فردی. فکر می کنم با تغییر افراد شاید اتفاقی نیفتد، باید فکر و عملکرد تغییر کند، اگرچه بعضی از افراد هستند که عملکرد قابل قبولی ندارند و احتیاج به تغییر آنان است.
* در متنی که چندی پیش به عنوان استعفای شما منتشر شد، بی برنامگی، سلیقه ای عمل کردن، عدم توجه به قانون، عدم پیگیری و رسیدگی به مطالبات مردم و هرج و مرج در شورا ذکر شده بود ممکن است بیشتر توضیح بدهید؟
بله من از این وضعیت شورا خسته شده بودم و نگران. اگر بخواهم مصداقی صحبت کنم می توان به عدم داشتن برنامه زمانبندی جلسات شورا، عدم داشتن مکان مستقل، سلیقه ای عمل کردن رییس شورا، عدم پاسخگویی شایسته به مکاتبات و مطالبات مردم، طولانی شدن فاصله ی زمانی جلسات، عدم درخواست گزارش از شهردار و عدم نظارت دقیق بر عملکرد شهردار اشاره کرد. هم چنین یکی از مهم ترین نگرانی ها، عدم شفافیت اعتبارات و هزینه کرد آن بوده است که علی رغم درخواست چند نوبته ی شفاهی و کتبی، متاسفانه تاکنون هیچ توجهی از سوی رییس شورا صورت نگرفته است.
این بی توجهی ها حتی از این هم فراتر رفته و رییس شورا این اجازه را به خود داده است که بودجه ی سال ۹۶ را که مهم ترین اقدام شورا برای یک سال کاری است، بدون اطلاع و تشکیل جلسه با نوشتن یک صورت جلسه و اخذ امضای غیر قانونی از بعضی اعضای شورا مصوب نموده است که نوعی توهین به قانون و نهایت خودرایی است که امروز در مرکز شهرستان و استان زیر سوال رفته است.

مصاحبه گر: احمد علی پور

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.