سرخط خبرها

گپ و گفت خودمانی با پایه گذار پایگاه خبری «شیخ عامر کهن»/ دوستان خوب ما در بیرم در معادلات سیاسی خود دچار اشتباه شدند

بیــرم کهن/ حسین بهاالدینی+سعید دلاور: شاید هرکسی احمد صداقت خواه را بشناسد و سیمای او را به یاد داشته باشد او را فردی متین، صبور، خوش خنده، خوش برخورد و البته جاافتاده بیابد حال مدتی است که او دست به کاربزرگی زده است که انصافا نیاز مبرم منطقه ی چاهورز است و البته که این کار خیر او و سایر همکارانش از نظرها دور نگه داشته شده؛ کار خیری که می تواند در زمره ی «باقیات صالحات» باشد؛ یعنی او و سایر همکاران زحمت کش وی، بدون هیچ گونه چشم داشتی و بدون هیچ گونه پشتوانه ای، پایگاهی خبری راه انداخته اند و الحق و الانصاف از وقت و انرژی و حوصله و گاه از زندگی خویش هم مایه می گذارند؛ کاری شایسته و قابل تحسین که قطعا و حتما سودهای بی شماری را بهره ی جان مردم دیار خود کرده است، کاری که او و دیگر همیاران نیک اندیشش، پیشه کرده اند، ارمغانی همچون «آگاهی بخشی»، «گسترش حس یکپارچگی»، «گسترش حس دوستی»، «گره زدگی سرنوشت حال و آینده ی مردمان دهکده ها به همدیگر»، «ارزش گذاری و ارج گذاری به مردمان منطقه»، «آگاهی رسانی دردهای دیارشان به دیگران و به ویژه مسئولان»، «ثبت و بایگانی تاریخی رویدادهای آن دیار»، «صدای رسای مردمان نجیب و سربه زیر بخش چاهورز» و نثار مردم این خطه از آب و خاک کرده است. ما به سهم خویش به سختی ها و دغدغه ها و حساسیت های کار وی و گروه خبری دلسوز این پایگاه نیک واقف هستیم و خدمت صادقانه ی او و گروه خبری شان را پاس می داریم به همین سبب مصاحبه با وی ترتیب داده شد که توجه مخاطبین به آن جلب می شود

 

%d8%a7%d8%ad%d9%85-%d8%b5%d8%af%d8%a7%d9%82%d8%aa-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87

  • جناب صداقت خواه ضمن عرض سلام و ادب همانطور که مستحضرید پرسش هایی در ذهن ما و خوانندگان عزیز پدید آمده که به جا دیدیم با جنابعالی که پایه گذار «وب سایت خبری شیخ عامر کهن» هستید در میان بگذاریم. بعنوان اولین سوال اینکه چه شد وب سایت خبری راه انداختید؟ و از چه زمانی این اندیشه به خودش رنگ واقعیت گرفت؟

به نام یزدان پاک و سلام و عرض ادب خدمت همه ادیبان ادب دوست. بنده از همان دوران راهنمائی و دبیرستان دست به قلم شدم و نوشتن را شروع کردم، البته با ارسال داستان های قدیمی منطقه مانند جو گرو، دختر شاه پریون، کره اوروبا، تحت عنوان مثل شو به برنامه ظهر جمعه، و ارسال طنز به برنامه رادیوئی صبح جمعه با شما که دقیقاً به یاد دارم که بیشتر نوشته هایم هنرمند خوب کشورمان جناب منوچهر آذری تحت عنوان شوت زاده(شوتی) می خواند. فعالیت رسانه ای خودم از سال ۷۲ بعنوان خبرنگار افتخاری منطقه چاهورز با سبحان تنها نشریه شهرستان به سرپرستی نماینده فقید مردم در مجلس مرحوم حیاتی آغاز کردم و این همکاری تا سال ۸۷ ادامه داشت و از سال ۸۸ تاکنون با نشریه طلوع و از بهمن ۹۲ تا حالا با نشریه نیم نگاه همکاری افتخاری دارم. از آنجائیکه این نشریات اخبار دو شهرستان لامرد و مهر و بخشهای تابعه را پوشش می دهد امکان انعکاس همه اخبار بخش چاهورز برایشان میسر نیست و این بود که تصمیم گرفته شد سایتی طراحی شود که بتواند کل خبرهای بخش چاهورز و دهستان شیخ عامر را تحت پوشش قرار دهد تا مردم از جزئیات وقایع آگاه شوند که این اتفاق در نیمه اول سال ۹۴ حادث شد به قول جنابعالی رنگ واقعیت به خودش گرفت.

  • یک مقدار هم از بازتاب های راه اندازی این وب سایت خبری برای مان بگوئید؟

به نظر میاد که این سوال باید از مخاطبین پرسیده شود و آنچه که از نظریات دوستان جویا می شویم حاکی از رضایت اکثر مخاطبین است هر چند دوستانی هم هستند که با انتقادات تندشان همراه با چاشنی توهین ما را مورد لطف قرار می دهند ولی ما همه نظرات به دید منت قبول داریم و از همان قدیم گفته شده: اگر با من نبودش هیچ میلی/ چرا ظرف مرا بشکست لیلی

  • فکر می کنید روزگار پویای این سایت تا به کی ادامه خواهد داشت؟ و آیا خدای ناکرده خستگی و دلزدگی به جان تان راه خواهد یافت؟

سعی و تلاش بر این است که کار تداوم پیدا کند هر چند که در دنیای مجازی هیچ چیزی قابل پیش بینی نیست تا ببینیم خدا چه بخواهد

  • یک مقدار هم از روند اخذ مجوز فعالیت تان برایمان بگوئید؟

متاسفانه تا به امروز موفق به اخذ مجوز رسمی از وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی نشده ایم و در حال جمع آوری سوابق رسانه ای خود هستیم که بتوانیم ارائه کنیم.

  • حال که در حیطه ی آگاهی بخشی و آگاهی رسانی به خدمت می پردازید، چه احساسی در جان تان مهمان شده است؟

بسیار خوشحال هستم که بتوانم بخش چاهورز و دهستان شیخ عامر از مهجوریت رهائی پیدا کند منطقه ای که از نظر تحصیلات دانشگاهی و حوزوی در جایگاه رفیعی قرار دارد و شناساندن منطقه یکی از اهدافی است که این سایت دنبال می کند و معرفی مفاخر گذشته و حال در دستور کار قرار گرفته است و همه مساعی خویش بکار خواهیم گرفت تا این اتفاق میمون بیفتد و چهره های خوش نام گذشته و حال معرفی شوند.

  • با اجازه تان یک گریزی هم بزنیم به زندگی شخصی تان؛ (با لبخند)

اختیار دارید – در نهم بهمن ۱۳۴۴ در مرکز دهستان شیخ عامر متولد شدم. دوران ابتدائی در زادگاهم و دوران راهنمائی در شبانه روزی لار و متوسطه شیراز و کارشناسی از دانشگاه آزاد لامرد اخذ نمودم. پس از اتمام خدمت مقدس سربازی به استخدام جمعیت هلال احمر در آمدم و هم اکنون با بیش از ۲۷ سال سابقه خدمت مشغول انجام وظیفه هستم.

  • شعری که به دل تان نشسته، چه شعری ست؟

دقیقاً به یاد دارم سال آخر دوره ابتدائی برای امتحان نهائی به بیرم رفتم و امتحان خط داشتیم که این جمله برای خوشنویسی به ما دادند { راستی کن که به منزل نرسد کج رفتار} این جمله از همان دوران نوجوانی جرقه ای در قلب من زد والگوئی شد برای زندگی ام و خدا را شکر سعی کردم همواره آویزه گوشم باشد.

  • به چه کتاب هایی علاقه مندین؟

بیشتر به تاریخ و باستان شناسی علاقه مندم و به دنبال آن هستم که بدانم پیشینیان و آبا و اجدامان چگونه زندگی می کرده اند و منطقه چه رونقی داشته است

  • راستی؛ نیک می دانید که نام و عنوان شایسته و بایسته ی هر چیزی، می تواند به قول معروف، به عنوان «برند» آن عمل کند؛ نام هایی مثل خبرگزاری ایسنا، خبرگزاری صدا و سیما و…فکر نمی کنید که نام این خبرگزاری بومی تان، نیاز به تغییر داشته باشد تا هم متمایز باشد و هم از شمول بیشتری برخوردار باشد و هم آسان تر در گفت وگوها جاری شود و هم بیانگر ویژگی های روستایی این دیار هم باشد و هم ادبی تر باشد؟ مثلا فکر می کنم «خبرگزاری دهکده» با مسماتر نیست؟

حقیقت امر این است که شیخ عامر یک روستائی کاملا کهن است که از آثار و بقایای به جا مانده و تحقیقات و مطالعات صورت گرفته حکایت از تمدن کهن دارد که قلعه قدیمی شیربان معرف همین ادعاست که شخصی معروف به مهرنوش مجوسی بر آن حکمرانی می کرده است که با پیدایش اسلام در منطقه مهرنوش در درگیری با سپاه شیخ، عامر ابن حسن کشته می شود و قلعه تسخیر می گردد که عده ای از گبرها به یزد و هندوستان فرار می کنند و عده ای هم به دین اسلام روی می آورند که با گرویدن مردم با اسلام و به احترام امامزاده شهید نام روستا از شیربان به شیخ عامر تغییر می دهند و گاهی اوقات پیشنهاداتی از جانب دوستان تغییر اسم خبر گزاری از شیخ عامر کهن به شیربان داریم تا ببینیم آینده خدا چه بخواهد.

  • از آرزوی تان برای مان بگوئید؟ 

مساله ای که بیشتر آزارم می دهد قتل و کشتاری است که در جامعه مسلمین اتفاق افتاده است و آرزوی قلبی ام این است که همه ملل جهان با صلح و صفا در کنار هم زندگی کنند بخصوص مسلمانان که اشتراکات زیادی دارند.

  • اگر محبت کنید تاریخچه ای از فعالیت خود ارائه نمائید ممنون خواهیم شد؟

پس از فارغ التحصیلی و برگشتن به منطقه احساس کردیم که منطقه به مسائل فرهنگی بیشتر از هر چیز دیگری نیازمند است، اولین قدمی که با جمعی از دوستان برداشتیم راه اندازی کتابخانه عمومی روستائی و تشکیل کانون فرهنگی مسجد باقرالعلوم (ع) شیخ عامر بود که این کتابخانه با تهیه جزوات و کتب کمک درسی و تست توانست نقش مهمی در قبولی جوانان در دانشگاه ها ایفا کند و امروز  شیخ عامر، با داشتن افراد تحصیل کرده در سطح منطقه حرف برای گفتن داشته باشد و تعدادی از پزشکان، قضات، اساتید دانشگاه فرهنگیان، بانک ها، کارمندان در ادارات و نهادهای دولتی مشغول انجام وظیفه باشند و با وجود کانون فرهنگی در مناسبت های مختلف بویژه ماه مبارک شعبان میلاد مسعود آقا امام زمان (عج) جنگ شادی، مسابقات کتابخوانی، شعر، سرود، مقاله، برنامه اجرا کند و همچنین در سالگرد دلیر پاسدار اسلام و انقلاب شهید محمد هاشم پور هر ساله در تعطیلات نوروز یک دوره مسابقه فوتبال در سطح منطقه  بر گزار می شود که خدا را شکر همکاری خوب جوانان منطقه تاکنون ادامه داشته و همچنان ادامه دارد که اتفاقاً چند دوره منجر به قهرمانی تیم های بیرمی هم شده است.

  • از جایگاه گذشته و حال بیرم کهن  بخصوص شخصیت ها، ظرفیتها و جدائی منطقه بیشتر بگویید؟

برای پاسخ به این سوال مجبورم کمی به عقب برگردم؛ ببینید با مطالعه تاریخ بیرم و شیخ عامر نشان می دهد که از دیر باز این دو مکمل هم بوده اند، بر خلاف عده ای که فکر می کنند که این دو برای به دست گرفتن قدرت منطقه در تقابل بوده اند اگر چه ممکن است در مقطعی از تاریخ چنین بوده باشد ولی غالباً تاریخ آنها به هم گره خورده و در راستای هم بوده است. با مطالعه کتاب خاندان حاج سید علی تاجر بیرمی در ایالت فارس که بر اساس اسناد سیاسی و تجاری و اجتماعی به رشته تحریر در آمده به خوبی نشان می دهد که اکثر احکام صادره به نام منطقه بیرم و شیخ عامر آمده است اگر چه در قدیم شیخ عامر و چاهورز یکی بوده و کلانتر شیخ عامر علیرضا حاکم قلعه شیخ عامر بوده که بحث مفصلی دارد و در این مصاحبه نمی گنجد.

امّا پس از پیروزی انقلاب اسلامی که زمینه رشد و ترقی مهیا شد تصور بنده این است که دوستان خوب ما در بیرم در معادلات سیاسی خود دچار اشتباه شدند به این دلیل که هر جا بخواهد ارتقاء پیدا کند باید با خود مولفه هائی به همراه داشته باشد که دو مولفه جمعیت و سرزمین از مهمترین فاکتورهای ارتقاء محسوب می شود که متاسفانه بنا به دلایلی در تقسیمات کشوری بیرم هر دو آن از دست داد و از طرفی قبل از ارتقاء بخش لامرد به شهرستان،  بیرم یکی از دهستانهای بزرگ آن محسوب می شد که اتفاقاً زمینه ارتقاء آن کاملا مهیا بود و می توانست یکی از بخش های بزرگ شهرستان لامرد شکل بگیرد و با استفاده از اهرم جمعیتی در معادلات سیاسی شهرستان اثرگذار باشد ولی امروز با به حاشیه رفتن، بیشتر از همه خود بیرم متضرر شده است.

در  بحث جدائی منطقه از بیرم علت های زیادی می توان برای آن یافت زمانی که منطقه سیر صعودی می پیمود و همه جا با استفاده از وحدت به دنبال توسعه بود دوستان ما در بیرم به جای یکپارچه کردن منطقه بیشتر به دنبال افتراق و جدائی بودند که آنهم ناشی از عدم تجربه سیاسی آنها شکل گرفت که منجر به انفکاک منطقه شد. به عنوان مثال شیخ عامری که تاریخ آن با بیرم آمیخته و گره خورده بود و در تمام اجتماعات همگام با بیرم بود در قدم اول با ناملایمات مواجه و تجزیه شد و چاه آبرسانی آن تخریب شد که اکثر مردم منطقه با دیدن و شنیدن این حرکت ناپسند رنجیده خاطر شدند که متاسفانه به تعصبات محله ای دامن زده شد.

  • با وضع موجود آیا شهرستان جدید می تواند موثر واقع شود؟

به علت وسعت و پهناوری استان فارس،  قطعا در آینده نه چندان دور به دو استان شاید سه استان مبدل خواهد شد و استانی در جنوب شکل خواهد گرفت اگر منطقه به دنبال رشد و ارتقاء است نباید خطاهای گذشته را تکرار کرد همانطوریکه ما گذشتگانمان مورد انتقاد قرار می دهیم آینده گان در مورد ما قضاوت خواهند کرد قطار توسعه در حال حرکت است خود خواهی وخود برتری برابر با نابودی ماست و امروز نباید بیرم و چاهورز داشته باشیم بلکه همه با هم با خرد جمعی و با، ید واحد تصمیم معقولانه گرفته شود تا شاهد شکل گیری شهرستان جدیدی در منطقه باشیم تا همه از فواید آن بهره مند شوند.

  • خدمت را چگونه باید تفسیر کرد آیامدیریت باید ۴ سال باشد یا بیشتر؟

خدمت در لغت به معنای نوکری کردن و فرمانبری است اگر واقعا هدف از خدمت مطیع و فرمانبری باشد بسیار با ارزش است و باز کردن گره از مشکلات خلق الله دارای ثواب بسیار است ولی اگر خدمت ابزاری برای رسیدن به مطاع دنیا باشد دیگر ارزش اخروی ندارد و پاداش آن در همین دنیا دریافت می شود. اما در خصوص مدت زمان مدیریت تصور بنده این است که یک دوره چهار ساله کفایت می کند و مدیر در این ۴ می تواند کلیه برنامه های خود را اجراء کند و پس از گذشت این مدت دچار روز مرگی می شود که هم برای خودش و هم برای پرسنل تحت امرش کسالت آور می گردد.

  • سپاسگزاریم که وقت خودتان در اختیار ما و مخاطبین قرار دادید

بنده هم به سهم خودم از زحمات شبانه روز شما بزرگواران کمال امتنان دارم

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.