سرخط خبرها

برای برکناری مدیران امروز و فردا نکن

بیرم کهن: بمناسبت هفته دولت در روز یکشنبه هفتم شهریور ماه بعد از نماز مغرب حجت الاسلام والمسلمین نمازی مسیول فرهنگسرای نهاد رهبری دانشکده ی علوم پزشکی لارستان پیرامون مسئله حکومت، رفتار دولتمردان و مدیران از نگاه امیر المومنین(ع) و نهج البلاغه در نشستی با همکاران این دانشکده ایراد سخن کرد که متن آن بطور مفصل پیشروی شماست.

 امیرالمؤمنین(ع) در نهج‌البلاغه در موارد متعددی به اهداف پذیرش حکومت و مسئولیت اجرایی  ومدیریتی جامعه اشاره فرموده اند که خوب است هر فردی می خواهد وارد کاری اجرایی شود این نکات را مد نظر قرار دهد.

در خطبه‌ی ۱۳۱ حضرت می‌فرماید: «إِنَّکَ تَعْلَم‏» خدایا تو شاهد هستی، تو می‌دانی. «أَنَّهُ لَمْ یَکُنِ الَّذِی کَانَ مِنَّا مُنَافَسَهً فِی سُلْطَان‏» من اگر بعد از ۲۵ سال سکوت حکومت را پذیرفتم، نه به خاطر رقابت در قدرت بود. «وَ لَا الْتِمَاسَ شَیْ‏ءٍ مِنْ فُضُولِ الْحُطَام‏» دنبال مطاع پست دنیا هم نبودم. امیرالمؤمنین خدا را شاهد گرفته است. اهداف من این چهار مورد است این چهار مسِیله ی کلیدی را همه مسئولین ما باید مد نظر قرار بدهند:

۱) «لِنَرِدَ الْمَعَالِمَ مِنْ دِینِکَ» آن نشانه‌هایی که از دین محو شده، آنها را برگرداند. یک مدیر در جامعه اسلامی نسبت به دین مردم هم مسئول است. دینمداری در راس امور باید قرار بگیرد.

۲) «وَ نُظْهِرَ الْإِصْلَاحَ فِی بِلَادِکَ» در بلاد تو اصلاح را ایجاد بکنیم.

۳) «فَیَأْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبَادِکَ» بندگان مظلوم تو به امنیت برسند امنیت آنان که بندگی خدا می کنند خیلی مهم است نه آنانی که اهل فسق و فجورند. اما امروزه اهل گناه تا پاسی از شب به گناه می پردازند بدون اینکه کسی مانع شود!

۴) «وَ تُقَامَ الْمُعَطَّلَهُ مِنْ حُدُودِکَ» آن حدود الهی و فرامین الهی که تعطیل شده بود، آنها را دوباره احیا بکنم. در سالهای قبل از حکومت امیرالمؤمنین، مخصوصاً اواخر خیلی اوضاع به هم ریخت. خیلی از حدود الهی مخصوصاً در این سالهای اخیر تعطیل شد و مفاسد مالی زیاد بود. امیرالمؤمنین در چهار جمله اهداف پذیرش و حکومت را بیان کردند.

چند مورد از کارها و اقدامات عملی امیرالمؤمنین(ع) که به آن باید بپردازیم و مورد مطالعه جدی باید قرار گیرد.

 مورد اول برخورد جدی امیرالمؤمنین (ع) با مفاسد اقتصادی و مالی است.

داستانی را عرض می‌کنم که اگر این معیار دولت اسلامی و علوی است، آن وقت ما فاصله‌هایمان را چقدر باید کم کنیم؟

در دعائم الاسلام مرحوم قاضی نعمان نقل کرده است که ایشان بیش از هزار سال پیش فوت کردند. بعد از ایشان هم خیلی‌ها نقل کردند. مرحوم حاجی نوری در مستدرک الوسایل نقل کردند. مرحوم آیت الله احمدی میانجی کتابی به نام «مکاتیب الائمه» دارند که عربی است. نامه‌هایی است که ائمه نوشتند. تمام نامه‌های ائمه از جمله نامه‌های امیرالمؤمنین(ع) را جمع‌آوری کردند.

شخصی در تاریخ به نام ابن حرمه است. این شخص در اهواز از طرف امیرالمؤمنین(ع) سمتی داشت. ناظر امور مالیاتی و مالی بازار اهواز بود. به امیرالمؤمنان(ع) خبر دادند که در کارش رشوه گرفته و فساد مالی داشته است و یک اموالی را از این راه کسب کرده است. حضرت به استاندار اهواز نامه نوشتند. شخصی به نامرفاعه است. فرمودند: «إِذَا قَرَأْتَ کِتَابِی‏» (دعائم الاسلام/ج۲/ص۵۳۲) نامه‌ی من که به دست تو رسید، باید این چهارده دستور را انجام بدهی. حضرت به محض اینکه با خبر شدند، ناظر مسائل مالی و مالیاتی بازار یکی از شهرها گرفتار رشوه و فساد مالی شده است، فرمودند:

۱) «فنح ابن هرمه عن السوق‏» بلافاصله او را برکنار کن. معطل نکن، امروز و فردا نکن. حالا ببینیم اوضاع چه می‌شود و مصلحت هست یا نیست. بلافاصله او را برکنار کن نه اینکه پست بالاتری بده.

۲) «و أوقفه للناس‏» به مردم معرفی‌اش کن. یکی از مشکلات ما این است که ما در اینطور موارد معمولاً حاضر نیستیم به مردم بگوییم و مسامحه می کنیم.

۳) «و اسجنه‏» او را زندان بیانداز. چراکه حق مردم و بیت المال بسیار مهم است کسی که به مردم مسلمان به هر طریقی ضربه می زند باید مجازات شود باید حصر و زندان شود.

۴) «و ناد علیه‏» رسوایش کن. همه او را بشناسند. همه بدانند. مخفی نباشد که به جایی برسیم که حروف الف با کم بیاوریم!

۵) «و اکتب إلى أهل عملک‏» به تمام فرمانداران زیر مجموعه‌ات نامه بنویس و به آنها بگو: من چنین دستوری به تو دادم، و این آقا چنین کاری کرده است و برخوردی که من با او داشتم به بقیه اعلام کن.

۶) «و لا تأخذک فیه‏» اولاً غفلت و کوتاهی در مورد این نکنید. یک وقت نکند به فراموشی بروید. نه غفلت کنید و نه کوتاهی! «و لا تأخذک فیه‏ غفله و لا تفریط» اگر این کار را کردی، هم پیش خدا مؤاخذه می‌شوی، هم من «و أعزلک أخبث عزله» اگر تو در برخورد با این آدم کوتاهی کردی، خودم تو را به زشت‌ترین نوع برکنار می‌کنم. حضرت استاندار را تهدید کرد. فرمودند: «و أعیذک بالله‏» خدا آن روز را نیاورد، پناه بر خدا که چنین چیزی پیش نیاید که تو کوتاهی کنی، اگر کردی من تو را به زشت‌ترین شکل برکنار می‌کنم.

۷) «فإذا کان یوم الجمعه» او را در زندان بیانداز. روز جمعه در ملأ عام او را از زندان بیرون بیاور. «و اضربه خمسه» ۳۵ تازیانه به او بزن. «و اضربه خمسه و ثلاثین سوطا»

۸) «و طف به إلى الأسواق‏» طوافش بده و او را بگردان. در تمام بازار او را بگردان.

۹) «فمن أتى علیه بشاهد» وقتی گرداندی مردم می‌آیند می‌گویند: آقا همین بود از ما رشوه گرفت. در بازار همه نوع معاملات و تجارت و همه نوع فسادی وجود دارد. اگر کسی آمد، «فمن أتى علیه بشاهد» شاهدی آمد و گفت: این آقا در جریانات فساد مالی از ما پول گرفته است. شاهد دارد. «فحلفه‏» بگو: قسم بخور! در مسائل مالی شاهد قسم بخورد، کافی است. شاهد داشت، قسم بخورد. اگر قسم خورد، از آن پول‌هایی که جمع کرده، به این آقایی بدهید که مدعی است.

۱۰) در بازار که گرداندی و این جریان تمام شد و تازیانه خورد و پول‌ها را داد، «و مر به إلى السجن‏» دوباره به زندان برگردان. ولی نه زندانه محترمانه! «و مر به إلى السجن مهانا مقبوحا منبوحا» خوار و سر افکنده و بی‌آبرو! آبرو برایش نماند.

الآن یکوقت اگر جرمی ثابت می‌شود، اینقدر گاهی محترمانه برخورد می‌کنیم، مدارا و ملایمت به کار می‌بریم. آقای (م، ه ) صدا می‌زنیم یا خانم(ف، ه)  یا (ب،ز). آقا اگر جرم ثابت شده، امیرالمؤمنین(س) می‌فرمودند: «مهانا مقبوحا منبوحا» با ذلت، سرافکنده و بی‌آبرو در زندان بیاندازید.

این مدیریت و کار اجرایی علوی است.

امیرالمؤمنین می‌گوید: زندان بروند نه با عزت، با ذلت و خواری برود تا درس عبرت بشود برای دیگران.

۱۱) وقتی زندان رفت، «و لا تدع أحدا یدخل إلیه» نگذار کسی با او ملاقات کند، یادش بدهد که چطور جواب بدهید و در مسائل و محاکمه و چیزهای بعدی از خودت دفاع کنی و فرار کنی از اینکه حق مردم را بدهی و…

۱۲) اگر خبر شدی کسی رفته، به او مطلبی رسانده است یعنی آنانی که با خائنین با بیت المال در ارتباطند. «فإن صح عندک أن أحدا لقنه ما یضر به مسلما» چیزی یاد او دادند که به ضرر مسلمان‌ها تمام شده است، آن آقا را هم بگیر و زندان بیانداز تا توبه کند. آن آقا را هم با تازیانه تأدیب کن، که یاد این ندهد، حقوق مسلمانان را از بین ببرد.

۱۳) «فإن رأیت به طاقه» تا یک ماه زندان باشد. اگر دیدی بعد از یک ماه تاب و توان دارد، دوباره ۳۵ تازیانه دیگر بر او بزنید.

۱۴) «و اقطع عن الخائن رزقه» اسمش را نمی برد، اما این فرد اسم دارد. حضرت می‌داند اسم کارگزارش چیست؟ فرمود: حقوق این خائن را هم قطع کنید.

در آخر هم فرمود: نتیجه را به من بگویید. «و اکتب إلی بما فعلت فی السوق» به من نامه بنویس، حالا که این آقا برکنار شد، چه کردی؟ «و من اخترت بعد الخائن» بعد از این خائن چه کسی را انتخاب کردی؟ چطور جبران کردی این ظلمی را که این آقا کرده است؟

کسی که رشوه‌خواری کرده است. کسی که اختلاص کرده، کسی که فساد مالی کرده است، کسی که در حساس‌ترین جا رفته است، از مردم پول گرفته است، این دیگر مشمول آن رحمت نمی‌شود.

شاید فردی بگوید این آدم بی‌نام و نشانی بوده و حضرت او را گرفته و اینطور چهارده دستور انقلابی برای او صادر کرده است. آیا حضرت با نزدیکان خودشان هم اینگونه بودند؟ اولاً اینکه کارگزار حضرت است. شیخ مفید کتابی به نام «اختصاص» دارد. ایشان داستانی را نقل کرده است. امیرالمؤمنین یک خواهری به نام «ام هانی» دارد که نام او را چه بسا شنیده باشید. روزی که امیرالمؤمنین تقسیم بیت‌المال را شروع کردند فرمودند: در بیت‌المال به همه یکسان سهم می‌دهم. خواهر امیر‌المؤمنین، ام هانی وقتی رفت حقوقش را از بیت‌المال گرفت، کنیزش هم همراهش بود. کنیز که خانه آمد، گفت: چقدر به تو دادند؟ گفت: بیست درهم! گفت: به من هم بیست درهم دادند. ام هانی نزد امیرالمؤمنین(ع) آمد و گفت: چرا به ما و کنیزمان یکسان دادی؟ حضرت فرمود: «انْصَرِفِی رَحِمَکِ اللَّه‏» (مستدرک/ج۶۶/ص۹۳) بگو: خدا پدرت را بیامرزد. «مَا وَجَدْنَا فِی کِتَابِ اللَّهِ فَضْلًا لِإِسْمَاعِیلَ عَلَى إِسْحَاقَ» ما کتاب خدا را خواندیم فرقی بین فرزندان ابراهیم از اسماعیل و اسحاق و کنیز و عبد و آزاد نیست. برو خدا پدرت را بیامرزد. ما در قرآن یک چنین چیزی ندیدیم.

ما از نهج‌البلاغه دور بودیم. مرحوم آیت الله بهجت می‌فرمودند: وقتی از نهج‌البلاغه می‌خوانید، مردم دیگر پای سخنرانی شما ننشستند. پای منبر امیرالمؤمنین هستند.

حضرت به یکی از کارگزاران نامه نوشتند. من بعضی از این تعبیرات را بخوانم. نامه‌۴۱ نهج البلاغه است که حضرت می‌فرماید: «وَ اخْتَطَفْت‏» (شرح نهج‌البلاغه/ج۱۶/ص۱۶۷) این هم سوء استفاده مالی داشت. چون می‌دانید قلمرو حکومت اسلامی خیلی گسترده بوده است. وقتی مالک اشتر به مصر می‌رود، مصر یک استان از استان‌های قلمرو حضرت است. مصر، ایران، عراق، یمن، شام، حجاز، قلمرو بسیار گسترده‌ای داشتند. در این قلمرو گسترده مواردی پیش می‌آمد که کارگزاران تخلف می‌کردند. حضرت نامه نوشتند و به یکی از کارگزارانشان فرمودند: «وَ اخْتَطَفْتَ مَا قَدَرْتَ عَلَیْه‏» می‌دانی پول چه کسی را برداشتی. این اموال برای چه کسی بوده به جیب زدی؟ «مِنْ أَمْوَالِهِمُ الْمَصُونَهِ لِأَرَامِلِهِمْ وَ أَیْتَامِهِم‏» اموال بچه‌های یتیم را می‌خواهی بخوری. می‌خواهی اموال زنان بی‌سرپرست را بخوری؟ «اخْتِطَافَ الذِّئْبِ الْأَزَلِّ دَامِیَهَ الْمِعْزَى الْکَسِیرَه» فرمودند: کار تو شبیه گرگ چالاکی است که می‌آید یک بزغاله‌ی مجروح استخوان شکسته را تصرف کند و مال و گوشت او را بخورد. آقایی که قدرت دست توست، اگر مال عده‌ای را برداشتی، یک گرگ چالاک هستی. ایتام و زنان بی‌سرپرست پناهی ندارند.

بعد حضرت می‌فرمایند: فکر می‌کنی مال چه کسی را گرفتی و می‌بخشی؟ «تُرَاثَکَ مِنْ أَبِیکَ وَ أُمِّک‏»بیت‌المال ارث پدر و مادرت است؟ حضرت قسم خورد، فرمود: اگر دست از این کار برنداری و اموال را برنگردانی، «لَأَضْرِبَنَّکَ بِسَیْفِی الَّذِی مَا ضَرَبْتُ بِهِ أَحَداً إِلَّا دَخَلَ النَّارَ» با این شمشیر می‌زنم که این شمشیر را به هرکس زدم، مستقیم در آتش رفته است. امیرالمؤمنین(ع) به مؤمن که شمشیر نمی‌زند. کسی که مستحق بهشت است که شمشیر نمی‌زند. اگر کسی به شمشیر امیرالمؤمنین ضربت خورد، باید مستقیم به جهنم برود.

فرمود: «وَ وَ اللَّهِ لَوْ أَنَّ الْحَسَنَ وَ الْحُسَیْنَ فَعَلَا مِثْلَ الَّذِی فَعَلْتَ» به خدا قسم! اگر حسن و حسین چنین کاری می‌کردند، «مَا کَانَتْ لَهُمَا عِنْدِی هَوَادَهٌ» من با آنها نرمش نشان نمی‌دادم. «وَ لَا ظَفِرَا مِنِّی بِإِرَادَهٍ» امکان نداشت آنها بتوانند اراده‌ی مرا تغییر بدهند.

نکته‌ی دومی که من به آن اشاره کنم، و واقعاً برای ما پیام دار. پس بحث اول برخورد امیرالمؤمنین(ع) به فسادهای مالی است. بحث دوم ملاک‌های انتخاب امیرالمؤمنین(ع) که اوجش شایسته سالاری است. یک جمله از پیامبر خدا که شیخ طوسی در امالی نقل کردند، ائمه و اولیاء و رسول خدا با کسی تعارف ندارند. پیامبر خدا به اباذر فرمود: «أَنِّی أُحِبُّ لَکَ مَا أُحِبُّ لِنَفْسِی» (کافی/ج۴/ص۵۲۴) از این بالاتر می‌شود. «أَنِّی أُحِبُّ لَکَ مَا أُحِبُّ لِنَفْسِی» هرچه برای خودم دوست دارم، برای تو هم دوست دارم. ابی ذر یکی از بهترین اصحاب پیامبر است. پیامبر فرمود: آسمان سایه نیفکنده بر کسی که صادق‌تر و راستگو تر از ابیذر باشد. حضرت به او فرمود: «وَ إِنِّی أَرَاکَ ضَعِیفا» (بحارالانوار/ج۲۲/ص۴۰۶) «فَلَا تَأَمَّرَنَّ عَلَى اثْنَیْنِ وَ لَا تَوَلَّیَنَّ مَالَ یَتِیمٍ» ابیذر، یکوقت نکند جایی بروی، حکومت بر دو نفر را نپذیر. تولی و سرپرستی مال یتیم را نپذیر. ممکن است یک آدم، آدم خوبی باشد. می‌شود پشت سر او نماز خواند. به درد سخنرانی می‌خورد مثل ابیذر که فریاد می‌زد. اما این معنایش این نیست اگر کسی آدم خوبی بود، حتماً شایستگی قدرت و پست و حکومت دارد.

گاهی ما در انتخاب‌ها می‌گوییم: فلانی آدم خوبی است. آدم خوب یک شرط است. می‌شود پشت سر او نماز خواند، دیگر از ابیذر بالاتر است؟ فرمود: سرپرستی دو نفر را قبول نکن.

داستانی از امیرالمؤمنین(ع) است که اصلش در شرح نهج‌البلاغه‌ی ابن ابی الحدید است. داستان جالبی است. امیرالمؤمنین(ع) وقتی به حکومت رسیدند، شروع به نصب استاندارها کردند. تقریباً خیلی از استاندارهای زمان قبل از خودشان را برکنار کردند و نمی‌توانستند با آنها کنار بیایند. از جمله به سه پسران ابن عباس که پسرعموهای حضرت هم بودند پست دادند. یکی را استاندار حجاز کردند. یکی را استاندار یمن و یکی را استاندار عراق کردند. یک کسی از اصحاب امیرالمؤمنین آمد و به امیرالمؤمنین اعتراض کرد. در تاریخ هم هست. من نمی‌خواهم به خاطر احترامی که برای این صحابی بسیار باوفای امیرالمؤمنین(ع) قائل هستیم، نام ایشان را ببرم. گفت: آقا شما به قدرت رسیدید. چه شد که به بچه‌های ابن عباس و پسرعموها، پست و مقام دادی؟ اگر بنا بود اینطور باشد پسر چرا ما با خلیفه قبل جنگیدیم. این جمله بسیار تند بود. حضرت با مهربانی به ایشان فرمودند: من چهار سؤال از تو دارم. «فَهَلْ وَلَّیْتُ حَسَناً أَوْ حُسَیْنا» (بحارالانوار/ج۴۲/ص۱۷۶) من به حسن و حسین پست و مقامی دادم، می‌دانید امام حسن و امام حسین در زمان حکومت امیرالمؤمنان(ع) در میدان نبرد نفر اول بودند. تا جایی که امیرالمؤمنان گاهی نگران می‌شدند، می‌فرمودند: مواظب باشید اینها از بین نروند. از دست نروند، اینها بعد از امیرالمؤمنین امام هستند. روز تقسیم پست‌ها فرمود: من به حسن و حسین پستی دادم؟ سؤال دوم: به برادران جعفر طیار دادم؟ من به فرزندان جعفر طیار، برادر شهیدم پستی دادم؟ سؤال سوم: به برادرم عقیل پستی دادم؟ چهارم: به بچه‌های برادرم پستی دادم؟ بچه‌های من در جهاد اول نیستند؟ به اینها مقامی دادم؟ بعد سؤال فرمودند: «فَإِنْ عَلِمْتَ أَحَداً هُوَ خَیْرٌ مِنْهُم‏» اگر کسی را بهتر از اینها سراغ داری، بیاور! حضرت فرمودند: معیار من شایستگی است. قطعاً شایستگی امام حسن و امام حسین در اولویت است. اما حضرت به خاطر مسائلی نمی‌خواستند، و اینها برای یک مأموریت الهی دیگری باید می‌ماندند. فرمودند: الآن برو ببین اگر کسی را از اینها شایسته‌تر سراغ داری، معرفی کن من به آنها بدهم. یکوقت ما زیبا خطبه می‌خوانیم. می‌گوییم: معیار ما این است. مبارزه هست، مبارزه با فساد است، ملاک ما فقط شایسته‌سالاری است. مکتبی بودن و متخصص بودن را باید با هم داشته باشد. اما در عمل چه کردیم و امیرالمؤمنین(ع) چه کرده است؟

 امروزه افراد با رابطه وارد شغل و کاری می شوند  و بعدفکر می کنند کار خوبی انجام داده اند و حالا شغلی دست وپا کرده اند!

این دقیقا مصداق در یافت مال  ورزق حرام است. مردم  ومسئولین مواظب باشند این مصداق دقیق همان لقمه ی حرامی است که گفته اند از نطفه ی حرام بدتراست ودر هفت نسل تاثیر دارد. وقتی با رشوه وبا واسطه  فلان  مدیر و فرد با نفوذ و آشنا وپارتی فردی را به کار میگیریم یعنی لحظه به لحظه  وهر روز داریم کاری را انجام میدهیم که از نطفه ی حرام بدتر است.

 فردی که با رابطه  نه ضابطه و قانون جایی مشغول به  کار می شود اگر با آن حقوق لقمه ی نانی به منزل ببرد چه اتفاقی برای او و خانواده اش می افتد؟ مسئول نسل و فرزندان او در آینده کیست؟

 غسل و وضو و نماز و عبادتش چه می شود؟ مسئولین با رابطه و سفارش این و آن سفره های مردم را آلوده نکنند. دنیا و آخرت خود ودیگران را خراب نکنند.تذکر امیر المومنین(ع) در نامه ی مالک  اشتر دارند وتوصیه می کنند که مواظب اقوام واقربا و دوستان دور نزدیکت باش / این مطلب را جدی بگیرند.

 مورد سوم تعبیری است که امیرالمؤمنین(ع) در نهج البلاغه دارد. امیرالمؤمنین(ع) به یکی از فرزندان ابن عباس که پست استانداری حجاز را داده بودند، نامه‌ای نوشتند. معمولاً امیرالمؤمنین دو نامه می‌نوشتند. حضرت حدود ۵۰، ۶۰ استاندار اعزام می‌کردند. به استاندارها و فرماندارهایشان نامه می‌نوشتند. یک نامه به مردم آنجا می‌نوشتند، که از حکم ایشان استقبال کنند. یک نامه هم به خود آن آقا می‌دادند و وظایف ان آقا را مشخص می‌کردند. نامه ۶۷ نهج‌البلاغه است. «أَمَّا بَعْدُ َقِمْ نَّاسِ الْحَجَّ» (نهج البلاغه/ص۴۵۷) این استاندار مکه بود، این باید امیرالحاج باشد. برنامه حج را آبرومندانه برگزار کند. «وَ ذَکِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللَّهِ» ایام الله را یاد مردم بیاور. «وَ اجْلِسْ لَهُمُ الْعَصْرَیْنِ» صبح و عصر با مردم جلسه داشته باش.

الآن کسانی هستند مسؤولیت‌های رده بالایی دارند. پست‌هایی دارند، می‌گویند: آقا ما بخواهیم در روز دو نوبت با مردم باشیم، چه وقت به کارمان برسیم؟ اما الآن من می‌گویم: هرکس در هر رده‌ای رفته، استاندار و فرماندار و بخشدار همین حرف را بزنند، پس مردم کجا بگویند؟ استان‌دار امیرالمؤمنین در مکه، یک بخش پنج هزار نفره که نبوده است. حضرت فرمود: «وَ اجْلِسْ لَهُمُ الْعَصْرَیْنِ» صبح و عصر با مردم بنشین. وقتی نشستی، سه کار انجام بده.  «فَأَفْتِ الْمُسْتَفْتِیَ وَ عَلِّمِ الْجَاهِلَ وَ ذَاکِرِ الْعَالِمَ» آنهایی که از تو مسائل شرعی می‌پرسند، جوابشان را بده. منصب استانداری یک کار اجرایی است. زمان امیرالمؤمنین به این شکل نبوده و نوعاً استاندارهایی که می‌رفتند، هم استاندار بودند، هم جواب مسائل را می‌دادند، هم امام جمعه بودند و هم گاهی قضاوت می‌کردند. «فَأَفْتِ الْمُسْتَفْتِیَ» کسی از تو سؤال دینی داشت، جواب او را بده. «وَ عَلِّمِ الْجَاهِلَ» آنهایی که چیزی بلد نیستند، یادشان بده و کلاس بگذار.

نامه ۲۱ ادامه نامه ۲۰ است. کامل این در نهج‌البلاغه نیامده است. اما در مکاتیب الرسول مرحوم احمدی میانجی کامل آمده است. در ادامه همین نامه باز به حضرت خبر داده بودند که این آدم کسی است که به هر ترتیب قصد خیانت دارد و یک روحیات بدی هم پیدا کرده است. ادم متکبری شده و بداخلاق است و سفره‌های رنگینی هم دارد. حضرت نوشتند: «فما دعاک إلى التکبر» (شرح نهج‌البلاغه/ج۱۶/ص۱۹۶) برای چه آدم متکبری شده‌ای؟ «و قد قال رسول الله ص الکبر رداء الله» بزرگی برای خداست. «فمن نازع الله رداءه قصمه و قد أخبرنی» به من خبر دادند. گستره‌ی حکومت امیرالمؤمنین(ع) بسیار وسیع است. حضرت حدود ۸۰، ۹۰ والی و استاندار و فرماندار داشته است. کسانی که برای جمع‌آوری زکات و ناظر و بررسی کارها می‌رفتند.  «قد أخبرنی أنک تکثر من الألوان المختلفه فی الطعام» به من خبر دادند که در روز واحد رنگ‌ها و غذاهای مختلفی مصرف می‌کنی ! برای حضرت تعجب آور بود چون این سبک مخصوص امیر المومنین و اطرافیانش نبود! الان می بینیم مسئولی افتخار می کند که کباب فلان میل می کند و سوار ماشین فلان می شود ، ای خوی اشرافیگری از کجا آمده؟ در سیره معصومین، امام راحل  ورهبر معظم انقلاب که ما اینها را نمی بینیم.

حضرت خطاب به این فرد باین خوی اشرافی گری  فرمودند:«فما علیک» حضرت سه دستور اینجا به او داده‌اند. چه خبر شده؟! غذاهای رنگارنگ برای چیست؟«فما علیک‏ لو صمت لله أیاما» چند روز را هم روزه بگیر. خودت را هر روز به سفره رنگی عادت داده‌ای؟ چند روز روزه بگیر. «و تصدقت ببعض ما عندک» یک مقدار صدقه بده. تازه این از اموال خودش است و از بیت‌المال نیست. استاندار! چه معنا دارد که از مال خودت سفره‌های رنگین و غذاهای مختلف می‌گذاری؟ «تصدقت» صدقه بده. «و أکلت طعامک مرارا قفارا» چند وقت هم نان بدون خورشت مصرف کن. «قفار» نان تنها است. چه مانعی دارد؟ حضرت انتظار نداشتند که آنها هم مثل ایشان زندگی کنند، اما گاهی روزه بگیر و صدقه بده. گاهی نان خالی بخور. «فإن ذلک شعار الصالحین» انسان‌های صالح باید اینگونه رفتار کنند. آنوقت ما می‌توانیم از پول بیت‌المال خرج کنیم و سفره‌های رنگین بیاندازیم؟ در هر روز دهها سمینار و همایش و اجلاسیه برگزار می‌شود. اگر استاندار و مسؤول نان خالی خورد، می‌فهمد یعنی چه؟ هدف روزه چیست؟ چشیدن درد گرسنگان است. اگر استاندار و مسؤولی هم چند روز روزه گرفت، آنوقت متوجه گرفتاری‌های دیگران می‌شود. «أَ تَرْجُو أَنْ یُعْطِیَکَ اللَّهُ أَجْرَ الْمُتَوَاضِعِینَ» (شرح نهج‌البلاغه/ج۱۵/ص۱۳۹) تو انتظار داری خدا پاداش این آدم‌های متواضع را به تو بدهد؟ «وَ أَنْتَ عِنْدَهُ مِنَ الْمُتَکَبِّرِینَ» تو آدم متکبر توقع داری خدا پاداش متواضعان را به تو بدهد؟ «وَ تَطْمَعُ وَ أَنْتَ مُتَمَرِّغٌ فِی النَّعِیمِ» در نعمت غوطه‌ور هستی. اصلاً نمی‌دانی چه کنی؟ به همسایه و مسکین و ضعفا و فقرا و زنان بی‌سرپرست نمی‌دهی، به ایتام نمی‌دهی. خودت غوطه‌ور در نعمت هستی. آنوقت انتظار داری «أَ تَرْجُو أَنْ یُعْطِیَکَ اللَّهُ أَجْرَ الْمُتَوَاضِعِینَ» این خیلی مهم است.

امیرالمؤنین (ع) به استاندارش می‌فرماید: حرف بی‌خود نزن. به من خبر دادند، «أنک تتکلم بکلام الأبرار» مثل خوبان حرف می‌زنی، چون این استاندار خطیب هم بوده و در فصاحت و بلاغت استاد بوده است. مثل خوبان حرف می‌زنی اما «و تعمل عمل الخاطئین‏» عمل تو عمل بدی است.

روایتی از پیامبر خدا هستکه برای همه ما هشدار است. حضرت فرمود: «إِنَّ مِنْ أَشَدِّ النَّاسِ عَذَاباً یَوْمَ الْقِیَامَهِ» (کافی/ج۲/ص۳۰۰) شدیدترین مردم از نظر عذاب و حسرت در روز قیامت چه کسانی هستند؟ «مَنْ وَصَفَ عَدْلًا ثُمَّ خَالَفَه‏» کسی که وقتی از عدالت حرف می‌زند، خیلی زیبا سخن می‌گوید. عدالت را خوب توصیف می‌کند ولی عملش خلاف است. حسرت و عذاب این بیشتر از همه است. یکوقت ما ادعایی نداریم، می‌گوییم: ما اصلاً نمی‌خواهیم. اما تو اگر می‌گویی: من عملم عادلانه است، ادعا داری عادلانه عمل می‌کنی، اگر عملت خلاف باشد، «أَشَدِّ النَّاسِ عَذَاباً» حضرت فرمود: به من خبر دادند، حرف خوب‌ها را می‌زنی، ولی عملت درست نیست.

باز سه دستور در پایان این نامه است. «فتب إلى ربک‏» برگرد و توبه کن. «و اقتصد فی أمرک‏» (شرح نهج‌البلاغه/ج۱۶/ص۱۹۶) در زندگی اعتدال داشته باش. اعتدال در یک بعد نیست. در عبادت، در کسب و کار، در معرفت، در انفاق و همه شئون زندگی اعتدال هست. در قرآن داریم: «وَ لا تَجْعَلْ یَدَکَ مَغْلُولَهً إِلى‏ عُنُقِک‏ وَ لا تَبْسُطْها کُلَّ الْبَسْط» (اسراء/۲۹) طور نکن که دست خودت بسته شود و برای زن و بچه‌ات هم چیزی نداشته باشی. اما اینطور نباشد که دستت را محکم بگیری و به هیچ‌کس ندهی.

«و اقتصد فی أمرک‏ و قدم إلى ربک الفضل لیوم حاجتک‏» برای روز قیامتت یک چیزی بفرست. امیرالمؤمنین(ع) در اوج گرفتاری‌ها، از یک استاندار با خبر می‌شوند، نامه می‌نویسد، موعظه می‌کند، نصیحت می‌کند و راهکار نشان می‌دهد. «و قدم إلى ربک الفضل لیوم حاجتک‏» آن روزی که دستت خالی است، یک کاری کن. دائم فکر دنیایت نباش.

هرکسی هر پستی دارد، سیره حکومتی امیرالمؤمنین را یادش باشد. هرچه برایش می‌ماند، آن چیزی است که برای قیامتش جلو فرستاده باشد. فرمود: یک چیزی برای قیامت خود بفرست. آیه ۱۸ سوره مبارکه حشر آیه‌ی عجیبی است. امام (ره) از استادشان آیت الله شاه آبادی نقل می‌کردند که این آیات پایانی سوره حشر را زیاد بخوانید و در آن تأمل کنید. «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ» (حشر/۱۸) مؤمنین تقوا داشته باشید. «وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ» ببینید برای فردا چه فرستاده‌اید؟ از این دو روز قدرت و حکومت و امکانات چه نصیب ما شده است؟ برای قیامتمان چه فرستاده‌ایم؟ این تنها آیه‌ای است که یک دستور است بین دو فرمان «وَ اتَّقُوا اللَّهَ» است. اول آیه «اتَّقُوا اللَّهَ» است، وسط آیه هم «وَ اتَّقُوا اللَّهَ» است. «إِنَّ اللَّهَ خَبیرٌ بِما تَعْمَلُونَ» آیات خیلی پیام دارد. من دلم می‌خواهد بینندگان حتماً نگاه کنند. «لَوْ أَنزَلْنَا هَاذَا الْقُرْءَانَ عَلىَ‏ جَبَل» (حشر/۲۱) خداوند می‌فرماید: ما این قرآن را به کوه می‌فرستادیم، اثر می‌کرد. «لَّرَأَیْتَهُ خَاشِعًا مُّتَصَدِّعًا مِّنْ خَشْیَهِ اللَّهِ» آنوقت چطور گاهی بر قلب ما اثر نمی‌کند؟ این قرآن را بر کوه می‌فرستادیم بر کوه اثر می‌کرد. قرآن می‌فرماید: گاهی اینقدر شدید می‌شود و قساوت قلب پیدا می‌کند که از سنگ سخت‌تر می‌شود. «هُوَ اللَّهُ الَّذِى لَا إِلَاهَ إِلَّا هُوَ  عَلِمُ الْغَیْبِ وَ الشَّهَادَهِ  هُوَ الرَّحْمَانُ الرَّحِیمُ، هُوَ اللَّهُ الَّذِى لَا إِلَاهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِکُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیْمِنُ الْعَزِیزُ الْجَبَّارُ الْمُتَکَبرُِّ  سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا یُشْرِکُونَ» (حشر/۲۲ و۲۳) آیات پایانی سوره حشر است.

نامه ۲۶ نهج‌البلاغه هشدار به خیانت در بیت المال است. حضرت در مسائل مالی بسیار حساس بودند. این نگاه دین ما است. نکند دیگران که دین ما را ندارند، در این مسائل دخالت کنند. اروپایی‌ها هزار عیب دارند. اما یک خوبی‌هایی هم دارند. خوبی‌ها را هم ببینیم. هفته گذشته گفتم: وزیری رأی آورد، برکنار شد، روزنامه‌ها و خبرنگارها رفتند پیدا کردند که این آقا قبل از وزارتش، حقوق مربی فرزندش را از بیت‌المال می‌داده است. یک چنین تخلفی کرده است. همین کار برای عزل یک نفر کافی است. اامیرالمؤمنین(ع) در نامه ۲۶ به یکی از کارگزارانشان که برای جمع‌آوری مالیات رفته بودند، فرمودند: «إِنَّ لَکَ فِی هَذِهِ الصَّدَقَهِ نَصِیباً مَفْرُوضا» (شرح نهج‌البلاغه/ج۱۵/ص۱۵۸) به تو به عنوان یک عامل پول می‌دهند، ما برای تو کم نمی‌گذاریم. تو کارمند هستی، ما حقوق تو را می‌دهیم. «وَ إِنَّا مُوَفُّوکَ حَقَّک‏» ما حق تو را می‌دهیم. اما اگر به این مال اضافه بر آن حقت خیانت کنی، «فَإِنَّکَ مِنْ أَکْثَرِ النَّاسِ خُصُوماً یَوْمَ الْقِیَامَه». آدم وقتی این هشدارها را می‌بیند از هر کار اجرایی که هست مخصوصاً در مسایل مالی بیرون بکشد. نکند یکوقت گرفتار چنین چیزهایی شود. اینها را باید در ادارت تابلو کرد، مخصوصاً جاهایی که حقوق مالی در اختیار افراد است. اگر در بیت‌المال خیانت کنی، «مِنْ أَکْثَرِ النَّاسِ خُصُوماً یَوْمَ الْقِیَامَه» فردای قیامت بیشترین طلبکارها و دشمنان را تو خواهی داشت. یکوقت انسان حق یک نفر را از بین می‌برد ولی راضی‌اش می‌کند. اما اگر من در کار خودم مخصوصاً در مسائل مالی که یک مصداق هست خیانت کنم، چطور می‌خواهم حلالیت بطلبم؟ اگر به حق یک ملت ظلم کردم، چطور می‌خواهم حق یک ملت را ادا کنم؟

Print Friendly, PDF & Email

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.