سرخط خبرها

لارستان بزرگ: وحدت در کثرت، کثرت در وحدت

بیــرم کهن/مرتضی شمالی: آن چه در این سال ها بر لار و بیرم رفته است مشابهت های جالبی دارد. هر دو با وجود برخوردار بودن از سابقه ای درخشان و موقعیتی ممتاز در تاریخ و جغرافیای منطقه، فرصت های پیشرفت را یکی یکی وانهادند، یا بهتر بگوییم از دست دادند. هر دو اما، ساده ترین راه را انتخاب کردند: واکنشی احساسی؛ فرو رفتن بیشتر در گذشته و شیفتگی افزون تر به تاریخ خود و در عین حال گسترش نفرت از مناطق مجاور که گوی سبقت را ناعادلانه از آنان ربوده اند. مهم تر از چگونگی واکنش که در هر دو مشترک است، نفس واکنش نشان دادن است که لار و بیرم را کنار هم می نشاند. هر دو به جای کنش ورزیدن، که عملی است نو و پیش رونده در مکان و زمان، چشم به اطرافیان دوختند و متناسب با آن ها و البته بر خلاف آن ها عمل کردند. نتیجه ی کار تنها کاستن از سرعت پیشرفت دیگران بود، نه افزایش سرعت خود! این واکنش ها در جایی دامن هر دو را گرفت و به تقابلی بیجا کشاند. هر دو در بزنگاهی تاریخی به هم رسیدند و برنده و بازنده، گمان کردند که دیگری سد راه گرفتن حق آنان شده است.مرتضی شمالی

انتخابات مجلس شورای اسلامی برای همه ی مناطق توسعه نیافته و در حال توسعه، سکوی پرتاب است که قله های پیشرفت را دسترس پذیر می کند. پیش و بیش از آن اما، ارتقا در تقسیمات کشوری است که برآورنده ی مطلوب است. متاسفانه نگاه حاکم بر جنوب فارس (لار، لامرد و …) در این زمینه نگاهی تقابلی و قطبی است. تو گویی پیشرفت دیگری تنها یک نتیجه دارد و آن عقب ماندن من است. نگاه هم افزایانه اما رویکردی موثرتر و کاربردی تر دارد که اتفاقا می توان برای آن در سپهر سیاست محلی از اعراب جست. مقالات ( ادغام لار و گراش؛ از خیال تا واقعیت) و ( «استانداری» حق فراموش شده لارستان اما باکدام استراتژی؟!) نویددهنده ی چنین رویکردی است. در این نگاه، پیشرفت و ارتقای بخش ها و مناطق زیر نظر لار، در طول پیشرفت و ارتقای خود لار گنجانده شده است که برآورده شدن اولی، حصول دومی را در پی خواهد داشت. با این رویکرد دیگر نه تنها نیازی به تقابل و مسابقه نیست، بلکه می توان با نگاهی مثبت و سیاست ورزی، هم زمان در جهت نیل به هر دو هدف با قدرتی دو یا چندبرابر تلاش کرد. این همان معنای دقیق هم افزایی است که توان دو نفر در کنار هم را بیش از مجموع توان هر کدام به تنهایی می داند.

نویسنده ی مقاله ی ( ادغام لار و گراش؛ از خیال تا واقعیت) در جایی می گوید: ” تقسیمات سیاسیِ بیشتر، برای منطقه لارستان یک منفعت است نه یک ضعف؛ چرا که تعداد شهرستانهای حوزۀ نفوذ را افزایش می دهد و شانس تقسیمات کشوری جدید را در جنوب فارس دو چندان خواهد نمود.”

و در جایی دیگر چنین می نویسد: “استان فارس قریب ۲۹ شهرستان را در خود جای داده است. (که در این باب، استان کرمان ۲۰ شهرستان و سیستان و بلوچستان، ۱۸ شهرستان دارد و اغلب استانهای کشور، کمتر از ۱۰ شهرستان را در خود جای داده اند و به این سبب است که تقسیماتِ بیشتر در منطقۀ لارستان به شهرستانهای کوچکتر، گاهاً می تواند مفید نیز باشد!”.

بنابراین، ضرورت ارتقای لارستان به مرکز استانی، نگاهی مبتنی بر وحدت در عین کثرت و کثرت در عین وحدت است. اگرچه راهکار ادغام لار و گراش بسیار دور از دسترس می­نماید، اما توجه به نیازهای سایر بخش­ها و تلاش برای ارتقای آن­ها، می­تواند در تسریع این فرایند به سود لارستان بزرگ کمک کند. همان­طور که نویسنده ی مقاله ی ( «استانداری» حق فراموش شده لارستان اما باکدام استراتژی؟!) به خوبی به این امر اشاره کرده است یکی دیگر از شروط استان شدن، داشتن چندین شهرستان مستقل به عنوان زیر مجموعه مرکز استان می باشد که ضرورت دارد هم زمان و یا قبل از اقدامات بالا، مسئولین امر در این شهرستان با رضایت و پیشنهاد خود بخش های ذی حق را ترجیحاً به شهرستان تبدیل و آمار شهرستان های منفک شده از شهرستان مادر (لارستان) را به عدد ۷ برسانند تا ضمن نشان دادن حسن نیت خود به مردم بخش های مذکور، راه استان شدن لارستان را نیز هموار سازند!.

سیاست هیچ وقت عرصه ی حسرت خوردن و در گذشته فرو رفتن نیست. باید از همین دوره به اصلاح نگاه ها همت گماشت و رو به جلو پیش رفت. مزایای هم افزایی آن قدر برجسته است که می تواند مقوله ی کثرت در وحدت و وحدت در کثرت را به خوبی تحقق بخشد و رشد متوازنی را در همه ی بخش ها پدید آورد. ما ناگزیر از امیدیم.

Print Friendly, PDF & Email

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.